اولین تجربه حضور در دادگاه

سلام

امروز اولین روزی بود که به عنوان کارآموز وکالت در جلسه دادگاه حاظر شدم ( کارآموزان وکالت موظف هستنند در هر ماه در دو جلسه داد گاه حضور پیدا کنند و از آن جلسه گزارش تهیه کنند و در پایان مدت کار آموزی که 18 ماه می باشد گزارش های تهیه شده را به کانون وکلا تحویل دهند ) دادگاه راس ساعت 10 صبح تشکیل شد، خواهان دعوی خانمی بود که ادعا می کرد که قبل از تولدش خواهری داشته که متولد سال 1351بوده و در سه سالگی فوت کرده است بعد از فوت خواهرش پدرش شناسنامه او را بخاطر علاقه ای که به خواهرش داشته برای او که تازه متولد شده است منظور کرده است لذا این خانم در حال حاضر از اداره ثبت احوال شکایت کرده بود و خواهان ابطال شناسنامه فعلی خود و الزام اداره ثبت احوال به صدور شناسنامه ای جدید به تاریخ سال 1358 بود.

مستنداتی که وکیل این خانم به آن استناد کرده بود 1- استشهاد محلی  2- گواهی گواهان بود.

کارشناس حقوقی اداره ثبت هم در رد ادعای این خانم چنین  استدلال می کرد :

1- خواهان اگه از شناسنامه خواهرش استفاده کرده پس باید در یک سالگی تحصیلات دوره ابتدایی خود را آغاز کرده باشد که این غیر ممکن است.

2- خواهان با این شناسنامه یک بار ازدواج کرده و یک بار طلاق گرفته و نسبت به شناسنامه اش هم هیچ ادعایی نداشته پس این خود نوعی اقرار عملی است مبنی بر اینکه این شناسنامه را  متعلق به خود می دانسته است.

3- و دلایل دیگری...

در پایان جلسه قبل از صدور رای توسط قاضی دادگاه ،  خواهان که وضعیت را علیه خود می دید درخواست استرداد دادخواست خود را نمود و قاضی هم قرار  رد دعوی خواهان را صادر نمود .

این هم از اولین جلسه حضور من در دادگاه به عنوان کارآموز وکالت.   

 

/ 1 نظر / 34 بازدید
سارا

سلام خسته نباشید من کاراموز وکالت هستم از مطالب شما استفاده کردم مرسی