چهارمین جلسه حضور در دادگاه

سلام

امروز  چون  خیلی زود به دادگاه رسیدم و وقت بیشتری داشتم در سه جلسه دادگاه شرکت کردم که البته دو جلسه آن  جزء وظایف کار آموزی ام نبود ، در این جا به شرح یکی از این جلسات می پردازم ، این جلسه مربوط بود به رسیدگی به ادعای اعسار یک مرد میان سال بود ، این فرد از دادگاه تقاضای صدور حکم اعسار خود را کرده بود  و شهود خود را هم جهت ادای شهادت حاضر کرده بود، طرف مقابل وکیل فرستاده بود که یک مرد جوان بود .

قاضی به شهود دستور داد که وضو بگیرند و با کپی کارت ملی خود جهت ادای شهادت حاضر شوند  وقتی که شهود وضو گرفتن و جهت ادای شهادت حاضر شدند اولین شاهد که می خواست شهادت دهد قاضی از او کپی و اصل کارت ملی اش را مطالبه کرد و او در جواب گفت که یادش رفته و کارت ملی خود را نیاورده است ، قاضی اجازه ادای شهادت را به او نداد شاهد از قاضی تقاضای ٣٠ دقیقه مهلت نمود تا کارت ملی خود را بیاورد . که قاضی بعد از گرفتن نظر مثبت طرف مقابل یعنی همان وکیل جوان به او فرصت داد تا ظرف ٣٠ دقیقه کارت ملی خود را بیاورد. مرد با عجله  رفت در این فاصله قاضی پیرامون مسایل مربوط به این پرونده  مفصل با من صحبت کرد و توضیحاتی را از روند این پرونده ارایه نمود که قابل ذکر نیست .

نیم ساعت تمام شد و خبری از شاهد و کارت ملی او نشد . به پیشنهاد وکیل طرف مقابل که معلوم بود جوان با وجدانی هست قاضی ١۵ دقیقه دیگر را هم مهلت او اضافه نمود ، بعد از گذشت  ١٠ دقیقه از مهلت ١۵ دقیقه ای شاهد با کارت ملی خود حاضر شد ، شهود یکی یکی شهادت خودت را مبنی بر معسر بودن آن مرد میانسال دادند و از جلسه دادگاه خارج شدند در پایان قاضی با برسی همه جوانب و شرایط و محتویات پرونده حکم به اعسار او داد .

تا جلسه دادگاه بعد خدا نگهدار .

/ 0 نظر / 25 بازدید