اوصاف و وظایف اخلاقی قضات

شرایط و اوصاف قضات و وظایف اخلاقی آنان:

1- روابط و مناسبات قضات :

اشتغال به امور قضائی متضمن وظایف و تکالیفی است که حدود رفتار و اعمال و روابط و مناسبات متصدیان این شغل را با مردم و اصول و قواعد حقوقی و شهود و کارشناسان و هیئت منصفه و وابستگان به دستگاه قضائی و همچنین افرادی که به پیشرفت اجرای عدالت کمک میکنند معلوم و معین مینماید.

2- منافع عمومی:

وجود محاکم  قضایی برای توسعه و پیشرفت اصل عدالت و کمک و خدمت به منافع عمومی می باشد و از این لحاظ عملیات محاکم باید با کمال سرعت و دقت انجام گیرید قضات باید نهایت مهارت و کاردانی را درصدور حکم و اداره دادگاه بکار برده که نتایج آن به نحو مطلوب

عاید اصحاب دعوی و جامعه گردد. و این اندیشه خلاف وجدان را که اصحاب دعوی برای دادگاه است نه دادگاه برای اصحاب دعوی را باید از ذهن خود دور نمایند.

3-  معلومات قضات:

 قضات باید از هر حیث و از هر جهت آگاه و آشنا به ا صول و موازین قضائی بوده وبه تمام معنی در این فن تخصص بسزائی داشته باشند و معلومات آنان هم باید تابع زمان ومکان باشد تا بتوانند کلیه دعاوی و اختلافاتی که در آن مکان و زمان روی میدهد را بر طبق اصول  و قوانین  و دانش  روز قطع و فصل نمایند. بامعلومات محدود و اطلاع از اصول پیشین نمیتوان امور و قضایائی را که با پیشرفتهای فرآوان جامعه پیش میآید قضاوت و رسیدگی نمود. برای هم آهنگ شدن با روز و کسب معلومات عصر حضرت مولی علیه السلام

 می فرماید:

(کسیکه دو روزش مساوی شد در زندگانی مغبون است).

 و در جای دیگری میفرماید ( فرزندان خودتان را با اخلاق خود تربیت نکنید زیرا زمان آنان متفاوت با زمان شما است)
4- استقلال قضات :

قضات نباید به هیچوجه تحت نفوذ مقامات کشور و احزاب سیاسی  واقع شوند و نیز باید از هیاهو و جنجال و انتقادات و تهدیدات  مقامات  و جراید و مردم نترسیده و از جاده عدالت منحرف نشوند و از هر حیث و هر جهت در انجام وظایف خود باید آزادی عمل داشته باشند.

5- حقوق قضات :

حقوق قضات باید به میزانی تعیین شود که کلیه نیازمندی های مادی  و معنوی معقول آنها و خانواده شان را  برآورده بنماید و برای اداره امور زندگانیشان در حال و آینده بهیچ وجه نگرانی و دغدغه خاطر

نداشته باشند. در بسیاری کشور های  اسکاندیناوی قضات شخصاً حقوق خود را بر با توجه به احتیاجاتشان معین نموده و روی چکهای امضاء شده از طرف دارائی ارقام آنرا قید مینمایند. بدیهی است این سیاست باعث جلوگیری از قسمتی از انحرافات  و سوء استفاده ها می شود ، ضرب المثل معروف فارسی میگوید: آدم گرسنه دین و ایمان درستی ندارد.

6- وظایف قضات نسبت به رعایت قانون اساسی و عادی:

یکی از وظایف قضات در ایران این است که نسبت به حفظ مقررات قانون اساسی و قوانین موضوعه دیگری که ناشی از اصول قانون اساسی است ساعی و کوشا بوده و بدون رعب و هراس آن اصول را اجرا کرده و مقرراتی راهم که برخلاف آن اصول از طرف هر قوه ای وضع میشود را رعایت ننمایند.

7- اوصاف اصلی قضات:  

قضات باید معتدل ، پرهیزکار ، دقیق ، با حوصله و بی طرف باشند و تاموقعی که این وظیفه را عهده دارند ملزم اند اصول و قواعد حقوقی را هر روز مطالعه کرده تا قدرت و مهارت لازم را برای احقاق حق مردم و کشف حقایق داشته باشند.

8- عدم خستگی :

چون کار قضاوت  ، کار فکر و اندیشه است و فکر همیشه برای پیدا کردن حقیقت در گیر است از این رو اگر تفریح و یا استراحت و رفع خستگی نشود منجر به خستگی ذهنی و روحی خواهد شد. چون کار قضائی باید بوسیله ذهن قوی و فکر سالم صورت گیرد در برخی از کشور های پیشرفته در فصل تابستان قضات دو یا سه ماه تعطیل بوده و استفاده از حقوق در این مدت استراحت و گردش می نمایند تا

کلیه کمبود ها وخستگی هایی را که در نتیجه کار متمادی پیدا شده ترمیم و رفع  نیماند که به نظر می آید سیاست مناسب و خوبی باشد .

9- سلامت جسم :

شرط اصلی قضاوت این است که قاضی از هر حیث از امراض جسمانی عاری و بری باشد زیرا هر ضعف و سستی که در جسم عارض شود سبب کاهش اعمال حیاتی انسان بوده و بالنتیجه درامر قضا واحقاق حق ذوی الحقوق تاثیر بسزائی خواهد داشت .

10- سلامت روح :

قاضی باید دارای مغز و روان سالمی باشد و از هرگونه امراض روحی و روانی عاری باشد زیرا هر گونه مرض فکری وروحی می توند تاثیر های بد فراوانی بر روند رسیدگی های او داشته باشد. در کشور های  پیشرفته شرط ورود بخدمتهای اجتماعی مخصوصاً در امر قضا برای تمام افرادی

که داوطلب ورود به مشاغل عمومی هستند قبل از احراز سایر شرایط اصلی این است که به دکتر متخصص جسمی و روحی که مخصوص آن اداره ودستگاه است مراجعه کرده وگواهینامه سلامت جسم وروان خود را اخذ وابراز نمایند.

11- پرهیز از خود خواهی :

قضات بهیچ وجه نباید خودخواه و خودپرست باشند و تحصیلات ومدرک  خود را مافوق اظهارات دیگران قرار دهند، قاضی باید به استدلال اصحاب دعوی و وکلای آنان گوش دهد در صورت درست بودن استدلال  آنها در مواجه با نظر خود ، لجاجت بر نظر خود ننماید بسیاری از فسادهایی  که دردنیا ایجاد میشود نتیجه خودخواهی و خود پرستی است .

 

12- خودداری از اظهار نظر در امور فنی و لزوم ارجاع آن بکارشناس :

قضات بهیچ وجه نباید در اموریکهدر حوزه   تخصص آنها  نمی باشد قبل از کسب نظر کارشناس خبره در آن حوزه اظهار نظر نمده ورای صادر کند.

13- استنباط و شم قضائی:

قضاوت امر سطحی وسرسری نیست وفقط نباید بمنطوق کلمات اکتفا کرد زیرا خواندن الفاظ و عدم خروج از الفاظ و عجز از ارتباط و همبستگی آن الفاظ و اصول باهم کار هر فرد عامی و بی مایه است  چنانچه مواد قانون را هر فرد عامی که تا سال سوم راهنمایی یرا گذرانده باشد میتواند بخواند ولی از انطباق او با مصادیق آن که در اجتماع پیدا می شود عاجز و ناتوان است و برای همین است در موارد

سکوت و اجمال و ابهام و تناقض قانون  مقنن قضات را ملزوم نموده است  که با روح قانون سروکار داشته و قضایا را بر طبق اصول و عمومات و مواد قانون و روح آن قطع و فصل نماید.

14- احتراز از ارتکاب اعمال زشت و ناشایسته :

رفتار واعمال قضات باید عاری از هر گونه اعمال زشت  و ناپسند بوده  وباید از ارتکاب هر عمل شبه آمیزی اجتناب نمایند.
اعمال قضات نه فقط باید متوجه امور دادگاه و وظائف قضائی آنان باشد بلکه این اصل در کلیه امور و شئون زندگی آنان طوری باید رعایت شود که از هر گونه عیب و سرزنش دیگران مبرا باشند.

15- پشتکار درامر دادرسی :

قضات باید نهایت درجه جدیت را درامور قضائی بکار برده و تلاششان

متناسب با وظایف و تکالیفی باشد که نسبت به انجام  آن موظف می باشند

16- سرعت عمل:

قضات بایددر انجام تکالیف قضائی خود تسریع نموده و این نکته را در نظر بگیرند که وقت متداعیین و وکلاء و کارشناسان و هیئت منصفه و غیره محترم بوده و عدم اهمیت بوقت موجب ایجاد نارضایتی هائی نسبت دستگاه قضایی و حکم قاضی  خواهد شد .

17- عدم اعتیاد :

عدم اعتیاد به مشروبات الکلی وافیونی و قمار یکی از وظایف حتمی قضات است زیرا که قاضی وقتی پای بند به این عادات شد نه تنها موجب اختلال روحی و جسمی او شده بلکه امور قضاوت واجراء عدالت را مختل میسازد                                 

18- ارتشاء:

قضات نباید برای اجرای عدالت وانجام اموری که از وظایف آنان است وجه یا مالی را قبول کنند وملزوم هستند از این عمل زشت و ناپسند کاملاً

پرهیز واجتناب نمایند. جرم ارتشاء مادر کلیه جرائم میباشد و موجب اختلال و عدم امنیت دراجتماع د می شود زیرا هیچ فردی نمی تواند بیش از یک یا چند جرم مرتکب شود ولی قاضی میتواند در نتیجه اخذ رشوه تمام جرائم ارتکابی را پایمال نموده و مجوز ارتکاب جرائم را به افراد بدهد و در حقیقت مثل این است که این جرائم را شخصاً مرتکب شده باشد.                      

19- ادب و احترام :

قضات باید نسبت به طرفین دعوا و وکلاء دادگستری مخصوصاً جوانانی  که تازه وارد در امور وکالت میشوند و  همچنین افرادی  که در اجراء امور دادگاه دخالت دارند نهایت درجه ادب و احترام را رعایت کنند و نیز اعضاء دفتری خود را وادار نمایند که نسبت باشخاص ذکر شده همین رویه را داشته و نهایت درجه ادب و نزاکت را نسبت بشهود  کارشناسان و وکلاء و طرفین دعوا و کلیه اشخاصی که با دادگاه سروکار دارند اعمال نمایند.

20- مراقبت در رفتار وکلاء که منافی وظائف و شئون وکالت است :

قضات باید اعمال ناشایسته و خلاف قانون وکلاء را به آنها تذکر داده و اگر وکلاء به نصایح و تذکرات آنان توجهی ننمایند رسیدگی باین امور را بدادگاه انتظامی وکلاء ارجاع نمایند.                                

21- دقت :

قضات بایدنسبت به اموریکه مورد بررسی قرار می دهند دقت وتوجه کامل داشته باشندوبه طور سطحی وزود گذر به مسایل نگاه نکنند.

22- حوصله:

قضات باید کاملاً برای رسیدن به حقیقت هر  قضیه، آن را نهایت حوصله را بخرج دهند با نیروی حوصله قضات میتوانند کلیه اظهارات و دعاوی و مدافعات اصحاب دعوی را استماع نموده و آنچه راکه مبهم و تاریک

میدانند از آنان سؤال کنند تا حقایق امر رفته رفته بطور کامل برآنان مکشوف گردد.

23- شجاعت :

شجاعت یکی از صفات برجسته و مبرز قاضی است قضات نباید از هیچ گونه تهدید و ارعابی از میدان به در رفته و از جاده حقیقت منحرف شوند ترس وبیم از شخصیت قاضی کاسته و او را سرمایه هوی  و هوس افراد ناصالح جامعه قرار میدهد .

24- حب و بغض :

حب وبغض یکی از صفاتی است که در هر حال و هر مقام مانع درک حقایق می باشد و به منزله حجابی است که فهم و عقل را مستور می نماید قضاوت قاضی باید موضوعی باشد نه شخصی و توجهش باید بموضوعات معطوف گردد نه اشخاص.

 25- اعتقادات مذهبی :

قضات در امر قضا نباید  اعتقادات و تعصبات مذهبی را دخالت دهند زیرا مورد قضاوت  حق است   نه اعتقادات مذهبی اشخاص.

26- خویشاوندی و نفوذ :

قضات نباید در دادرسی دعاوی که یکطرف آن از خویشاوندان آنان است دخالت نمایند ویا تحت نفوذ و تاثیر افرادی قرار گیرند و یا قرابت و رتبه و مقام و نفوذ حزبی یا فردی بهیچوجه نباید در روح آنان تاثیر داشته باشند.

27- بیطرفی :

قضات باید بیطرف بوده و منتسب بهیچ حزب وفرقه و دسته های سیاسی و غیر سیاسی نباشند زیرا قبول عضویت در این مجامع و احزاب ایجاب

مینماید تا از مرام آن حزب و دسته تبعیت نمایند و این منافی شئون بیطرفی قاضیست .                            

28- مطالعات :

قضات باید پس از فراغ از کار قضا نسبت بهر موضوع مبتلی به شان مطالعات دقیق نموده و بانظریات مختلف  حوزه خود آشنا شوند تا بتوانند از عهده این فن شریف برآیند.

29- خونسردی:

قضات باید دارای اعصابی قوی بوده و تسلط و حکومت بر اعصاب خود داشته باشند واگر متحمل و خونسرد نباشند این ضعف و فتور اعصاب تاثیر بسزائی در تصمیمات آنان خواهد داشت.

3- تربیت صحیح:

قضات باید از افردی باشند که از ابتدا در دامان پدر و مادر و محیط

 

خانواده و مدرسه و اجتماع کاملاً تربیت صحیح یافته باشند.

31- تماسهای یکجانبه :

قضات باید از هر گونه ملاقا تهای خص

/ 0 نظر / 373 بازدید